Don't try to understand me

یادداشت های شخصی یک عمرانی

عامل اف
ساعت ٩:٢۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

توجه کنید که هدف این نوشته غر زدن نیست! هدف اینه که حداقل یه تلنگری باشه (به خودم)!

چند وقت پیش یه فیلمی نشون داد تلویزیون که تو چین یه ساختمون چندین طبقه (فک کنم 30تا) رو تو 15 روز ساختن. همین الان بگم که هر عمله ای میفهمه که صد در صد 6ماه قبلش همه چیز رو تو کارخونه ساختن و الان فقط آوردن نصب کردن. ولی خب اگه شدنی بود که الان همه میکردن همه اینکارو!

حالا میدونی چرا ذهنم رو مشغول کرده. چون ما هم دقیقا الان یک پروژه سقف کرومیت داریم که کل یوم 6طبقه هست و قراره مثلا 15 روز طول بکشه (که واسه خودش رکورده اینجا). خب آخه چرا؟! مصالح و ماشین آلات که همونه ولی این وسط عامل فراخی ایرانیاست که قضیه رو کش میده. آخه چرا کارگری که نون شب رو نداره بخوره تو روز تعطیل (منظور از این تعطیل وسط هفته هاستا!) نمیره سر کار؟! یا عارش میاد بیشتر وایسته کار کنه پول بیشتر بگیره! در مورد اینایی که یکم تحصیل کردن که دیگه نگو. الان هم مد شده همه شدن کارشناس ارز و طلا و بجای کار کردن همش در مورد طلا و نفت و دلار و تنگه هرمز (!!!) حرف میزنن...

نتیجه اخلاقی اینه که باید عامل اف رو کنار بزاریم وگرنه همیشه از این دنیا و اون دنیا عقبیم!


 
جمله قصار
ساعت ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

جمله قصار دیوی:

وقتی که واسه ایجاد تغییر (مثلا  وزن کم کردن یا هر چیزی) می ترسی یا تو خودت وجودش رو نمی بینی و یا حس انجامش رو نداری فقط کافیه گوشت رو با چوب پنبه پر کنی (یا صدای هدفون رو تا ته زیاد کنی) و چشمات هم ببندی (یا سرت رو بندازی پایین)‌ و تا انتها فقط به هدف جدید فک کنی!

البته که ما اینجا هنوز اثر دماغ و دهن رو بررسی نکردیم نیشخند


 
باقی مونده از گذشته
ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ آبان ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

این کتاب هم که حاصل زحمات دو ساله گروه نویسندگان بود بعد از چاپ آزمایشی نمایشگاه کتاب (بهار 90) به چاپ نهایی رسید.

اینجا باید از کسی که اسمش در کتاب ذکر نشده به دو دلیل بسیار تشکر کرد؛ یکی واسه ترجمه فصل اول و یکی دیگه اینکه شاید اگه نبود ما هم هیچ وقت سراغ این کار نمیرفتیم... و اون شخص کسی نیست جز پیمان خودمون! نیشخند

بله

چنین است رسم روزگار که همه خوبی های دوستان رو با هم نشون نمیده!


 
آورده اند که ...
ساعت ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ شهریور ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

شبی شیخ ما (دیو) به دیدن بازی بارسلونا و میلان مشغول بود و از اونجا که طرفدار تیم­های ضعیف بود تو این بازی دوست داشت میلان ببره. اول میلان یک گل زد و کلی خوشحال شد. ولی به آخر نیمه اول نرسید که بارسا 2 تا گل زد و شیخ که مطمئن بود میلان 6تایی میشه رفت گرفت خوابید... فرداش که پاشد دید که بازی 2-2 شده!

در شب دیگری بازی اینتر و پالرمو بود و این بار شیخ طرفدار پالرمو بود و در بوران حملات پالرمو یک هو اینتر یه گل زد. این شب نیز شیخ بیخیال بازی شد و گرفت خوابید... فرداش که پاشد دید که پالرمو 4-3 برده!

در شب بعدی بازی ناپولی با میلان بود (اینجا طرفدار ناپولی بود) که میلان همون دقیقه 10 اینا یه گل به ناپولی زد. این دفعه دیگه تصمیم خوابیدن سخت بود (چون نتیجه دو تا بازی قبلی که وسطش خوابیده بود برگشته بود). از یه طرف کلی خوابش میومد و از یه طرف امیدی به ناپولی نداشت... سوال (اینجا بنا به دلایل امنیتی به این اشاره نمیکنیم که شیخ چیکار کرد اون شب) خلاصه این که از قضا ناپولی هم 3-1 میلان رو برد! نیشخند

با این که داستان ها واضحه ولی نتیجه گیری اخلاقی خیلی سخته. چون اگه صداسیما بازی یووه رو پخش میکرد و یووه 5تا خورده بود، شیخ (مجددا یاداوری میکنم دیو) تا ته بازی رو با انگیزه نگاه میکرد.

 لبخند

پ.ن. لطفا نگید چرا در مورد برد 2-0 اس اس چیزی ننوشتی چون خداییش بردن تیم 13 ام جدول نیازی به تشویق و این چیزا نداره!


 
خدافظی نشدنی
ساعت ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ شهریور ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

باورش سخته ولی؛ این روزا در آستانه رفتن یکی دیگه از بچه ها هستیم. یکی دیگه از اون آدمای بی نظیری که دیگه هیچ وقت تکرار نمی شند. (مگه با برگشتنشون به این خراب شده!) البته که این آدم بی نظیر یکم فرق داره با بقیه. یکی از فرقاش اینه که هر وقت به هر دلیلی چند تا حرف ز پشت سر هم بیاد همه یادش میوفتن! نیشخند

آره دیگه ایشالا این انسان فرهیخته در این سفر بر میزان فرهیخته گی شون اضافه بشه و صد البته بهش خوش بگذره. ... لبخند اینجا خیلی زود به قسمت نتیجه اخلاقی میرسیم و اونم اینه که دوستی و رفاقت چیزی نیست که با ایجاد فاصله از بین بره. به قول اولین دانشمند هسته ای مقدار دوستی بین دو تا آدم همیشه ثابته، فقط از شکلی به شکل دیگه در میاد!

 (پ.ن. این جمله آخر رو باید هر چه زودتر واسه فیلم کلید اسرار بفرستم  نیشخند)


 
کشف!
ساعت ۱:٢٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳ شهریور ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

نمیدونم تابحال شده از یه چیزی مثلا اتفاقی یا قانونی از روی منطق و عقل کاملا مطمئن باشید ولی بعدش اون اتفاق نیوفتاده واستون. مثلا مطمئنید اگه به دیگران کمک کنید خدا عوضش رو بهتون میده و یا مطمئنید اگه هفته ای 25 کیلومتر بدوید لاغر میشید و چیزای دیگه مثل این. اینکارا رو میکنی و بعضی وقتا اونچیزی که انتظارش رو میکشی به دست میاری. ولی بعضی وقتا این اتفاق نمیوفته. اینجاست که به کشفی که اکنون بهش دست پیدا کردم میرسیم و اونم جزئیات است! آره، رعایت نکردن جزئیات میتونه قوی ترین استدلال ها رو نابود کنه. هر کاری جزئیات مخصوص به خودش رو داره؛ حتی دوست داشتن! (که فعلن بیخیال) اتفاقی که باعث شد این پست رو تو این ساعت (1 بامداد) بنویسم پیدا کردن ایراد خنده دار در یه کد برنامه نویسی بود. اینجا بود که فهمیدم مسئله کوچیک و بی اهمیتی مثل جمع دو تا عدد ثابت در 3خط اولیه کد پروژه ات میتونه حتی بعداز گذشتن چند ماه تنها نقطه ضعف برنامه ات باشه. چون تو هیچ وقت باور نمیکنی مشکل برنامه از اینجاست.

بله این خودش میتونه بهترین دلیل واسه نتیجه نگرفتنامون باشه. بهتره درست ازش استفاده کنیم.


 
← صفحه بعد